خرید بک لینک
دبیرستان شهید حسن ذاکری کلاس دوم دبیرستان سال 1368 بود.روزهای اول سال بود.یک همکلاسی هیکلی وقد بلند داشتیم به نام ایرج خدری خودش می گفت عضو تیم ملی بسکتباله..پسر مهربونی بود.یک روز سر کلاس سر نشستن با یکی از همکلاسیها بحثم شد.ایرج خدری مثل یک سوپر من اومد و وطرف رو با یک دست بلند کرد وگفت سید رفیقمه اگه اذیتش کنی با من طرفی ...

خلاصه این شد که من وایرج با هم دوست صمیمی شدیم .همیشه افتخار می کردم به داشتن دوستی چون او .

همیشه نیکمت اول می نشست .وچون قدش بلند بود کسی دیگری نمی تونست کنارش بشینه...غده هیپوفیز ایرج ترشح زیادی داشت .ومی گفت اگر قرص نخورم قدم بیشتر میشه وبا دارو جلوی رشد م رو گرفتم.گاهی از مشکلاتش می گفت.که چه جور برای خریدن لباس وکفش مشکل داره.

درست یادم نیست.ایرج سال بعد کجا رفت .اما دیگر ایرج خدری رو ندیدم..تا امرور که گزارش مربوط به فوت ایشان رو دیدم...خدا رحمتش کند...

برچسب: بسکتبال, نویسنده: ساناز رستمیان تاريخ: شنبه 27 آبان 1396 ساعت: 12:56

صفحه بندی