یاد اون قدیما بخیر
چند سال دیگر هم گذشت .1394بهمن ماه ..چه زود می گذرد .مدتی است با نوشتن قهر کرده ام .شاید هم تقصیر واتس آپ وتلگرام باشد.این دنیای جدید مرا از مطالعه ونوشتن باز داشته است .کاش میشد .دوباره نوشت .کاش میشد از جملات سه خطی دوباره به دنیای وبلاگ باز گشت .دوباره خواهم نوشت .چون نوشتن به من می آموزد.با نوشتن است که می توانم تفکراتم را دوباره مرور کنم...واینکه چقدر نوشته های امروز من با دیروز متفاوت شده است .بسیجی دیروز .کسی که از مدرسه ومسجد وخانه تنها محل وقت گذرانیش بود .امروز آواره اینستاگرام شده است .وعکسهای دختران نیمه برهنه صفحه مجازی را لایک می کند.کسی که آرزویش شهادت بود .کسی که تمام تلاشش را در کودکی کرد که برای دفاع از وطنش ودینش به جبهه برود .امروز تمام تلاشش شده افزایش فالور هایش ...یاد اون قدیما بخیر ..عمه کوکب بود وشب های پر ستاره ملک آباد وقصه های بی بی
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام دی ۱۳۹۴ساعت 22:16  توسط محمدحسینی نزاد |
برچسب:
نویسنده: ساناز رستمیان